تبليغاتX
عاشق باش

عاشق باش

دوستت دارم به قدری که خدا می داند...راز این قصه فقط باد صبا می داند

فردی به من گفت چرا با آنکه از او متنفر شدی تنهایش نمی گذاری

گفتم چون عاشقش هستم

گفت فاصله ی بین عشق و نفرت یک لحظه است

گفتم :من فاصله ی تمام لحظه هایم را با نگاهش پر کردم

+نوشته شده در 86/01/28ساعت12:3 بعد از ظهرتوسط صبا | |

شمع محفل شاهان شدن لطفی ندارد

خوشا شمعی که روشن کند ویرانه ای را

+نوشته شده در 86/01/28ساعت11:44 قبل از ظهرتوسط صبا | |

وقتی نوشتم عاشق ترینم             گفتی نمی خوام ترو ببینم

برات نوشتم یه بیقرارم                  با خنده گفتی دوست ندارم

رو بغز ابرم نامه نوشتم                 قلبمو مهر نامه گذاشتم

با تو میگیره ترانه هام جون           وقتی بباشی میمیره مجنون

کو آشنای شبهای من کو               امروز من فردای من کو

شهزاده ی من رویای من کو          کو هم قبیل لیلای من کو

چند روزه بارون داره می باره        روی شکستن برام میاره 

میگه غزل پوش ترو نمی خواد       لیلای خاطر دیگه نمیاد

+نوشته شده در 86/01/28ساعت11:30 قبل از ظهرتوسط صبا | |