تبليغاتX
عاشق باش

عاشق باش

دوستت دارم به قدری که خدا می داند...راز این قصه فقط باد صبا می داند

برای فرار از غم غروب هنگام

          برای علاج بغض عصر اندام

                 خورشید را گرفتم در قفسی گذاشتم در اتاقم

تا همیشه روز باشد بی غروب و بی دلگیر

           نگاه خورشید را غم گرفت

صورتش خون مرده شد چون غروب

ومن باورم شد  غم من "بغض منو همه ی دلتنگی های من

            همه از اسارت است نه غروب

+نوشته شده در 86/04/14ساعت3:38 بعد از ظهرتوسط صبا | |