(n)وحالا دیگه نوبت خودم رسیده باید به عرض برسونم من نغمه ساکن شیراز هستم که خانواده و دوستام صبا صدام می زنن البته خودمم از صبا بیشتر خوشم میاد
دختر شلوغ و مهربون وحساسی هستم که حد نداره
از سال اول دبیرستان با برو بچی که گفتم آشنا شدم و دوستیمون محکم تر شد
درس خون و زیادی شلوغ به قول یکی از دبیرامون متخصص حرف زدن (من اصلا به اندازه ی مانا حرف نمیزنم) مثل بقیه ی بچه های گروه s.m.gh.p.eباحالم البته شایدم بیشتر
سال اول دبیرستان ردیف چهارم و پر هیاهوترین جای کلاس میشنستم که شیطنتام سر به فلک کشیده بود و همرو عاصی کرده بود (با عرض پوزش اگه عاصی رو اشتباه نوشتم ماله درس زیاد خوندنه خبرم کنید)
با انضباط اییییییییییی بودم
توی کلاسو مدرسه و حتی خونه هیچ وقت حال کسی رو نگرفتم یعنی مهربونم
نمیدونم در مورد خودم چی بگم ولی به هر حال هنوز خاطراتمون مونده که دیگه زیاد معطل نمیکنم تا این آپ و بخونید من میرم
ولی قبل از رفتن یکی از آرزوهامو میگم که از خدا می خوام بر آوردش کنه همه ی دوستام از این آرزو خبر دارن پس با کمال میل به شما مهربونا هم میگم"
بزرگترین آرزوم ظهور آقا امام زمان (عج) که از خدای مهربون می خوام نزذیکش کنه
+نوشته شده در 86/05/17ساعت4:56 بعد از ظهرتوسط صبا |
|