تبليغاتX
عاشق باش

عاشق باش

دوستت دارم به قدری که خدا می داند...راز این قصه فقط باد صبا می داند

یه سلام مخصوص به همه ی دوستای گلم که تو این مدت با اینکه نبودم فراموشم نکردن وبا حضور گرمشون به وبم صفا دادن (خیلی خیلی ممنونم )

گلای مهربون امروز یه آپ جدید گذاشتم اگه کمه ببخشید باور کنید هر چی بودو نوشتم!

tiger girls

توی مدرسه ی ما حدود چهار صد نفر درس می خوندن که به همین تعداد میز وصندلی داشتیم

سال دوم یه روز غزل پشت یکی از صندلی های مدرسه

اسم گروهمونو نوشت

s.n.m.gh.pe)tiger girls)

وما هم بعد از کمی فکر کردن وتبادل نظر که حدود نیم ثانیه طول کشید

تصمیم گرفتیم اسم گروهو همراه با این اسم همه جا بنویسیم

خلاصه اینکه تمام نیمکتا و صندلی ها وگوشه تخته ی سیاها ووایت برد ها

روی دیوارای حیاط /کف زمین بسکتبال/روی میز پینگ پنگ/سر خیابون مدرسهو حتی روی دیوارای مجتمع غزل و پریسا اینا هم اسم گروه ما

نوشته شده بودو روی آستین مانتوی بنده که این مانای شیطون زحمتشو کشید

و تا اخر سال هیچ کسی نفهمید که این اسم گروه ماست (اگه کسی هم می فهمید چای شیرین بازی در می آوورد و حتما ناظم عزیزمون 3 روز اخراجمون می کرد)

وای خدایا چقدر زود می گذره!

تا آپ بعدی فیلا بای

tiger girls

+نوشته شده در 86/06/19ساعت4:2 بعد از ظهرتوسط صبا | |